عشق را بی معرفت معنا مکن
زر نداری مشت خود را وا نکن
گر نداری دانش ترکیب رنگ
بین گلها زشت یا زیبا مکن
خوب دیدن شرط انسان بودن است
عیب را در این و آن پیدا مکن
دل شود روشن ز شمع اعتراف
با کس از بد کرده ای حاشا مکن
ای که از لرزیدن دل آگهی
هیچ کس را هیچ جا رسوا مکن
زر به دست طفل دادن ابلهی ست
اشک را نذر غم دنیا مکن
پیرو خورشید یا آئینه باش
هر چه عریان دیده ای افشا مکن
مولانا
برچسب: نویسنده: اشکان فراهانی تاريخ: شنبه 28 مرداد 1402 ساعت: 19:16
معلمم در سیزده سالگى، سؤالى پرسید و گفته انتظار ندارم بتوانی به سؤال من پاسخ دهی. اما اگر در پنجاه سالگى هم نتوانی پاسخى براى آن بیابی، در این صورت، حتم بدان که زندگی را ضایع کردهای.
"به خاطر چه چیزی باید از شما یاد کنند؟"
پیتر دراکر
برچسب: نویسنده: اشکان فراهانی تاريخ: سه شنبه 17 مرداد 1402 ساعت: 17:10
آنان که کفن ز کربلا می آرند
من در عجبم چرا خجالت نکشند...
السلام علی المدفونین بلا اکفان...زیارت ناحیه مقدسه
برچسب: نویسنده: اشکان فراهانی تاريخ: يکشنبه 8 مرداد 1402 ساعت: 17:24
آنکه هوای بهشت داشته باشد مرد نیست، مرد آنست که بهشت آرزوی دیدن وی را داشته باشد....
بایزید بسطامی
برچسب: نویسنده: اشکان فراهانی تاريخ: دوشنبه 2 مرداد 1402 ساعت: 11:47